شعری در باب سال نو

شعری در باب سال نو

 

شعری در باب سال نو

 

خدای من یکسال دیگر هم گذشت


هرچه کردیم دیدی و هر چه بخشیدی و عفو کردی ندیدم


خدای من یکسال گذشت و چهار فصل


هراسان شدم پناهم دادی بیمار شدم شفایم دادی


آرامش که رسید طبیب و پناه را از یاد بردم


خدای من سالها گذشت....ده....بیست...سی....


هر چه کردم دیدی ،هر چه بخشیدی و عفو کردی ندیدم


خدای من آوای ملکوتی یا مقلب القلوب و الابصار می آید


و تو مرا می خوانی که بخوانمت


این منم با حسرت سالهای رفته


یا مدبراللیل و النهار


این منم با هزاران امید به سالهای پیش رو


یا محول الحول و الاحوال


خدای من بندگی ام را بپذیر،


التماس مرا بشنو حول حالنا،حول حالنا،حول حالنا


خدای من آرزوهایم چه شد؟


الی احسن الحال.

 

یاد من باشدفردا.....

دو رکعت راز بگویم با او

شعر از: کیوان شاهبداغی

/ 1 نظر / 17 بازدید
ترانه مکرم

درود و سپاس از پیام شما و با تبریک سال جدید شعرتون بسیار زیبا بود شاد و موفق باشید